tiefstapeln
کمگویی کردن، کمتر از آنچه هستی یا میتوانی انجام دهی وانمود کردن، دستکم گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
تواناییها یا موفقیتهای خود را عمداً کماهمیت جلوه دادن یا متواضعانه نشان دادن، اغلب برای اینکه متکبر به نظر نرسد یا انتظارات را کاهش دهد.
- Er ist ein brillanter Wissenschaftler, aber er neigt dazu, tiefzustapeln.او دانشمند برجستهای است، اما تمایل دارد کمگویی کند.
- Sie hat die Prüfung mit Bravour bestanden, obwohl sie vorher tiefgestapelt hat.او امتحان را با موفقیت گذراند، هرچند قبلاً کمگویی کرده بود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
کمتر از آنچه واقعاً میتوان انجام داد یا انتظار داشت، قول دادن یا انتظار داشتن.
- Die Firma hat bewusst tiefgestapelt, um die Kunden nicht zu enttäuschen.شرکت عمداً کمتر از حد انتظار قول داد تا مشتریان را ناامید نکند.
- Er versprach nur eine kleine Verbesserung, aber er hat viel mehr erreicht, als er tiefgestapelt hat.او فقط بهبود کوچکی را وعده داد، اما بسیار بیشتر از آنچه کمگویی کرده بود، به دست آورد.