starkmachen
حمایت و دفاع کردن (sich)؛ تقویت کردن؛ آماده ساختن
Beispiele
- Kurz will sich dafür starkmachen, dass es eine europäische Lösung gibt.کورتس میخواهد برای دستیابی به راهکار اروپایی تلاش و حمایت کند.
Bedeutungen
1
sich + für + Akkusativ
از کسی یا ایدهای به شدت حمایت، دفاع و طرفداری کردن (sich starkmachen für).
- Sie macht sich für die Rechte der Frauen stark.او از حقوق زنان دفاع میکند.
- Der Direktor machte sich für die junge Lehrerin stark.مدیر به شدت از معلم جوان حمایت کرد.
2
Akkusativ
چیزی، اقتصادی یا موضعی را تقویت کردن و قوی ساختن.
- Die Regierung muss die heimische Wirtschaft starkmachen.دولت باید اقتصاد داخلی را تقویت کند.
- Er versucht, seine Position im Unternehmen starkzumachen.او تلاش میکند موقعیت خود را در شرکت محکم کند.
3
sich (Akkusativ)
خود را از نظر ذهنی یا جسمی برای مواجهه با چالش قوی و آماده ساختن.
- Er muss sich für die schwere Prüfung starkmachen.او باید خود را برای امتحان سخت آماده و قوی کند.
- Sie hat sich mental starkgemacht, um die Krise zu überstehen.او از نظر ذهنی خود را قوی کرد تا از بحران عبور کند.