starkmachen

Aussprache: /ˈʃtaʁkˌmaxn̩/
Wortzerlegung: stark·ma·chen
فعل

حمایت و دفاع کردن (sich)؛ تقویت کردن؛ آماده ساختن

Beispiele

  • Kurz will sich dafür starkmachen, dass es eine europäische Lösung gibt.کورتس می‌خواهد برای دستیابی به راهکار اروپایی تلاش و حمایت کند.

Bedeutungen

1 sich + für + Akkusativ

از کسی یا ایده‌ای به شدت حمایت، دفاع و طرفداری کردن (sich starkmachen für).

  • Sie macht sich für die Rechte der Frauen stark.او از حقوق زنان دفاع می‌کند.
  • Der Direktor machte sich für die junge Lehrerin stark.مدیر به شدت از معلم جوان حمایت کرد.
2 Akkusativ

چیزی، اقتصادی یا موضعی را تقویت کردن و قوی ساختن.

  • Die Regierung muss die heimische Wirtschaft starkmachen.دولت باید اقتصاد داخلی را تقویت کند.
  • Er versucht, seine Position im Unternehmen starkzumachen.او تلاش می‌کند موقعیت خود را در شرکت محکم کند.
3 sich (Akkusativ)

خود را از نظر ذهنی یا جسمی برای مواجهه با چالش قوی و آماده ساختن.

  • Er muss sich für die schwere Prüfung starkmachen.او باید خود را برای امتحان سخت آماده و قوی کند.
  • Sie hat sich mental starkgemacht, um die Krise zu überstehen.او از نظر ذهنی خود را قوی کرد تا از بحران عبور کند.