emporstarren
به بالا خیره شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با نگاهی ثابت و خیره به سمت بالا نگاه کردن، اغلب با حس تعجب، ترس، احترام یا انتظار.
- Sie starrte mit offenem Mund zum Himmel empor.او با دهان باز به آسمان خیره شد.
- Der Bergsteiger starrte ehrfürchtig zum Gipfel empor.کوهنورد با احترام به قله خیره شد.