فعل
شروع کردن، استارت زدن، راهاندازی کردن
معانی و تعاریف starten:
- چیزی را آغاز کردن، شروع کردن (مثلاً یک پروژه، یک مسابقه) یا خود شروع شدن.
- پرتاب کردن (موشک)، راهاندازی کردن (برنامه کامپیوتری).
- (هواپیما) پرواز کردن، بلند شدن.
جملات نمونه برای starten:
Zu Beginn der Sommerferien ''starten'' viele Familien ihren Urlaub.
با شروع تعطیلات تابستانی، بسیاری از خانوادهها تعطیلات خود را آغاز میکنند.
Wir ''haben'' ein neues Projekt ''gestartet''.
ما پروژه جدیدی را راهاندازی کردهایم.
„Deshalb ''startete'' er diesen Feldzug, der dann mit dem fehlgeschlagenen Opfer der beiden Löwen unter denkbar unglücklichen Vorzeichen begann.“
«به همین دلیل او این لشکرکشی را آغاز کرد که سپس با قربانی شدن نافرجام آن دو شیر تحت شومترین نشانهها و شرایط شروع شد.»