abstauben
گردگیری کردن؛ (عامیانه) چیزی را مفت به دست آوردن
Beispiele
- Das unklare Bild des Ingenieurs wird ''abgestaubt,'' der Glanz darunter sichtbarer.تصویر مبهم مهندس گردگیری میشود، و درخشش زیر آن بیشتر نمایان میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
گردگیری کردن (چیزی)
- Sie muss noch die Möbel abstauben.او هنوز باید مبلمان را گردگیری کند.
- Vergiss nicht, die Regale abzustauben.فراموش نکن قفسهها را گردگیری کنی.
2
Akkusativ
(عامیانه) چیزی را مفت به دست آوردن، چیزی را به راحتی و بدون زحمت گرفتن
- Er hat das Ticket umsonst abgestaubt.او بلیط را مفت به دست آورد.
- Bei der Verlosung konnte er einen Hauptgewinn abstauben.در قرعهکشی توانست یک جایزه اصلی را به دست آورد.