فعل
فشرده کردن، کوتاه کردن (با ضربه)؛ (مفصل) پیچ خوردن، رگ به رگ شدن؛ (مجازی) سرزنش کردن، توبیخ کردن
معانی و تعاریف stauchen:
- چیزی را با فشار کوتاه یا فشرده کردن (مثلاً فلز).
- مفصل یا استخوانی را در اثر ضربه یا فشار ناگهانی پیچاندن یا آسیب رساندن.
جملات نمونه برای stauchen:
Der Schmied ''staucht'' das Eisenstück.
آهنگر قطعه آهن را فشرده میکند.
Der Schreiner ''staucht'' den Nagel, damit dieser nicht keilartig das Holz spaltet, sondern stumpf eindringt.
نجار میخ را فشرده میکند تا چوب را مانند گوه نشکافد، بلکه به صورت کند وارد شود.
Beim Fußball stolperte ich und ''stauchte'' mir den Fuß dabei.
در فوتبال زمین خوردم و پایم پیچ خورد.