stauen
سد کردن (آب)، ترافیک ایجاد کردن، انباشته شدن
Beispiele
- Mönche haben vielerorts Bäche ''gestaut,'' um Fischteiche anzulegen.راهبان در بسیاری از جاها نهرها را سد کردند تا استخرهای پرورش ماهی بسازند.
- Durch einen Unfall ''staute sich'' der Verkehr auf der Autobahn über mehrere Kilometer.به دلیل یک تصادف، ترافیک در بزرگراه در طول چندین کیلومتر متوقف و انباشته شد.
- Die Messebesucher ''stauten sich'' vor dem Haupteingang.بازدیدکنندگان نمایشگاه در برابر ورودی اصلی تجمع کردند و صف بستند.
- Bei ihm hat sich dann der ganze Ärger ''gestaut,'' bis er eines Tages explodierte.تمام خشم درون او انباشته شد تا اینکه یک روز منفجر شد.
Bedeutungen
1
sich + intransitiv
وسایل نقلیه یا جریان آب به دلیل مانع متوقف یا کند شدن و انباشته شدن.
- Der Verkehr staut sich auf der Autobahn.ترافیک در اتوبان متراکم شده است.
- Das Wasser staut sich vor dem Damm.آب پشت سد جمع شده است.
2
Akkusativ
جریان چیزی (آب، ترافیک) را متوقف یا کند کردن.
- Der Unfall staut den Verkehr für Stunden.تصادف ترافیک را برای ساعتها متوقف میکند.
- Man staut das Wasser, um Strom zu erzeugen.آب را سد میکنند تا برق تولید کنند.
3
intransitiv (übertragen)
(مجازی) چیزی در جایی جمع یا انباشته شدن.
- Die Wut staut sich in ihm auf.خشم در او انباشته میشود.
- Viele unerledigte Aufgaben stauen sich auf meinem Schreibtisch.بسیاری از کارهای ناتمام روی میز من جمع شدهاند.