abstecken
علامتگذاری کردن، مشخص کردن حدود، از برق کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
علامتگذاری کردن یا مشخص کردن یک محدوده یا مسیر
- Die Bauarbeiter steckten das Gelände für das neue Haus ab.کارگران ساختمانی زمین را برای خانه جدید علامتگذاری کردند.
- Wir müssen den Weg abstecken, bevor wir losgehen.ما باید مسیر را قبل از حرکت مشخص کنیم.
2
Akkusativ
تعریف کردن و مشخص ساختن مرزها، اهداف یا چارچوبها (به صورت مجازی)
- Die Ziele des Projekts wurden klar abgesteckt.اهداف پروژه به وضوح مشخص شدند.
- Er hat seine Grenzen klar abgesteckt.او مرزهای خود را به وضوح مشخص کرده است.