abstecken

Aussprache: /ˈapˌʃtɛkən/
Wortzerlegung: ab·ste·cken
فعل

علامت‌گذاری کردن، مشخص کردن حدود، از برق کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

علامت‌گذاری کردن یا مشخص کردن یک محدوده یا مسیر

  • Die Bauarbeiter steckten das Gelände für das neue Haus ab.کارگران ساختمانی زمین را برای خانه جدید علامت‌گذاری کردند.
  • Wir müssen den Weg abstecken, bevor wir losgehen.ما باید مسیر را قبل از حرکت مشخص کنیم.
2 Akkusativ

تعریف کردن و مشخص ساختن مرزها، اهداف یا چارچوب‌ها (به صورت مجازی)

  • Die Ziele des Projekts wurden klar abgesteckt.اهداف پروژه به وضوح مشخص شدند.
  • Er hat seine Grenzen klar abgesteckt.او مرزهای خود را به وضوح مشخص کرده است.