steckenliessen
اجازه دادن به اینکه چیزی در جایی بماند/گیر کند (شکل گذشته ساده فعل 'stecken lassen' - قدیمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در جایی رها کردن و به حال خود واگذاشتن، به خصوص در مورد اشیاء یا اسناد مهم که نباید فراموش شوند یا گم شوند. (شکل قدیمیتر یا نادرتر steckenlassen)
- Er hat den wichtigen Aktenvermerk im Büro stecken gelassen und ist nach Hause gefahren.او یادداشت مهم پرونده را در دفتر کار رها کرد و به خانه رفت.
- Bitte lassen Sie die Schlüssel nicht im Auto stecken, wenn Sie aussteigen.لطفاً هنگام پیاده شدن، کلیدها را در ماشین رها نکنید.
2
Akkusativ
نادیده گرفتن یا بیتوجهی کردن به یک موقعیت یا مشکل، به جای رسیدگی به آن. (شکل قدیمیتر یا نادرتر steckenlassen)
- Man kann die gravierenden Mängel des Gesetzesentwurfs nicht einfach steckenlassen.نمیتوان کاستیهای جدی لایحه قانونی را به سادگی نادیده گرفت.
- Die Regierung hat die dringenden Warnungen der Wissenschaftler stecken gelassen und keine Maßnahmen ergriffen.دولت هشدارهای فوری دانشمندان را نادیده گرفت و هیچ اقدامی انجام نداد.