stecknadelgroß
به اندازه سر سوزن، بسیار کوچک
Bedeutungen
1
بسیار کوچک، به اندازهای که به سختی قابل مشاهده باشد، مانند اندازه سر یک سنجاق.
- Die winzige Blume war nur stecknadelgroß.گل کوچک فقط به اندازه سر سوزن بود.
- Er bemerkte einen stecknadelgroßen Riss im Glas.او متوجه ترک کوچکی به اندازه سر سوزن در شیشه شد.
- Die stecknadelgroßen Kristalle glitzerten im Licht.کریستالهای ریز به اندازه سر سوزن در نور میدرخشیدند.