hereinstecken
داخل چیزی فرو کردن (به سمت گوینده)، صرف کردن تلاش
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را از بیرون به داخل (به سمت موقعیت گوینده) فرو کردن
- Steck den Zettel bitte hier herein.لطفاً این کاغذ را اینجا داخل بگذار.
- Er hat seine Hand in den Kasten hereingesteckt.او دستش را داخل جعبه فرو کرد.
2
etwas + in + Akkusativ
انرژی، وقت یا تلاش زیادی را صرف یک پروژه یا کار کردن
- Wir müssen noch viel Energie in dieses Projekt hereinstecken.ما هنوز باید انرژی زیادی را صرف این پروژه کنیم.
- Sie hat all ihr Herzblut in ihre Arbeit hereingesteckt.او تمام وجودش را صرف کارش کرد.