aufstecken

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃtɛkn̩/
Wortzerlegung: auf·ste·cken
فعل

بالا جمع کردن مو، نصب کردن، تسلیم شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

موها را بالا جمع کردن و با سنجاق محکم کردن

  • Sie hat ihre langen Haare zu einem Dutt aufgesteckt.او موهای بلندش را به صورت گوجه‌ای بالا زده است.
  • Kannst du mir helfen, meine Haare aufzustecken?می‌توانی کمکم کنی موهایم را بالا بزنم؟
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

چیزی را روی چیز دیگر نصب کردن یا سوار کردن

  • Er hat die Antenne auf das Dach aufgesteckt.او آنتن را روی سقف نصب کرد.
  • Man muss den Aufsatz auf den Mixer aufstecken.باید سری را روی مخلوط‌کن وصل کرد.
3 intransitiv

دست کشیدن از تلاش، رها کردن یا تسلیم شدن (اصطلاح)

  • Nach vielen Versuchen hat er endlich aufgesteckt.بعد از تلاش‌های زیاد، او بالاخره دست کشید.
  • Man sollte niemals aufstecken, auch wenn es schwer ist.هرگز نباید تسلیم شد، حتی اگر سخت باشد.