zurückstecken

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌʃtɛkn̩/
Worttrennung: zu·rück·ste·cken
فعل

عقب‌نشینی کردن، کوتاه آمدن، سر جای خود گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zurückstecken)

چیزی را به جای اصلی یا محل قبلی‌اش برگرداندن یا جا زدن.

  • Er musste den Schlüssel wieder zurückstecken, weil die Tür klemmte.او مجبور شد دوباره کلید را سر جایش بگذارد چون در گیر کرده بود.
  • Bitte stecken Sie die Fernbedienung nach Gebrauch zurück.لطفاً پس از استفاده، کنترل را به جای خود برگردانید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

از خواسته‌های خود کوتاه آمدن، فداکاری کردن یا عقب‌نشینی کردن به نفع دیگران یا یک هدف بزرگتر.

  • Sie musste ihre eigenen Wünsche zurückstecken, um der Familie zu helfen.او مجبور شد خواسته‌های شخصی خود را کنار بگذارد تا به خانواده کمک کند.
  • In dieser Situation ist es besser, ein wenig zurückzustecken.در این وضعیت، بهتر است کمی کوتاه بیاییم.