vorstecken

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃtɛkn̩/
Worttrennung: vor·ste·cken
فعل

در جلو قرار دادن، به جلو سنجاق کردن، تعیین کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را در قسمت جلو قرار دادن یا فرو کردن

  • Er steckte den Schlüssel ins Schloss vor.او کلید را در قفل فرو کرد.
  • Sie steckte sich eine Blume ins Haar vor.او یک گل در موهایش گذاشت.
2 Akkusativ

اهداف یا خواسته‌هایی را مطرح کردن یا پیش‌بینی کردن

  • Er steckte hohe Ansprüche an die Qualität vor.او خواسته‌های بالایی را برای کیفیت مطرح کرد.
  • Die Partei steckte neue Ziele für die Zukunft vor.حزب اهداف جدیدی را برای آینده پیش کشید.