aufstehen
از خواب بیدار شدن، بلند شدن، قیام کردن، باز بودن (در/پنجره)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
از بستر خواب برخاستن و بیدار شدن
- Ich muss morgen früh um sechs Uhr aufstehen.من باید فردا صبح ساعت شش از خواب بیدار شوم (بلند شوم).
- Um wie viel Uhr stehst du normalerweise am Wochenende auf?معمولاً آخر هفتهها ساعت چند از خواب بلند میشوی؟
2
(ohne Objekt) / von + Dativ
از حالت نشسته یا درازکش به حالت ایستاده درآمدن، ایستادن
- Bitte stehen Sie auf, wenn der Richter den Raum betritt.لطفاً وقتی قاضی وارد اتاق میشود، از جا بلند شوید.
- Er stand vom Stuhl auf und ging langsam zum Fenster.او از روی صندلی بلند شد و به آرامی به سمت پنجره رفت.
3
gegen + Akkusativ / für + Akkusativ
قیام کردن، ایستادگی کردن یا اعتراض کردن علیه کسی یا چیزی
- Die Bevölkerung ist gegen die Diktatur aufgestanden.مردم علیه دیکتاتوری قیام کردند.
- Wir müssen für unsere Rechte aufstehen und Stimme zeigen.ما باید برای حقوق خود ایستادگی کنیم و صدایمان را برانگیزیم.
4
(ohne Objekt)
باز بودن یا نیمهباز قرار داشتن (در، پنجره و...)
- Die Tür steht sperrangelweit auf, bitte mach sie zu.در کاملاً باز است، لطفاً آن را ببند.
- Warum steht das Fenster mitten im Winter auf?چرا پنجره وسط زمستان باز است؟
5
auf + Akkusativ
علاقهمند بودن به چیزی/کسی، کشش داشتن (در زبان عامیانه)
- Ich stehe überhaupt nicht auf scharfes Essen.من اصلاً از غذای تند خوشم نمیآید (به غذای تند علاقه ندارم).
- Er steht schon seit Langer Zeit auf seine Kollegin.او مدت زیادی است که به همکارش علاقه دارد.