stehen vor Dreck
از شدت کثیفی ایستادن (کنایه از بسیار کثیف بودن)
Beispiele
- Seine Hose ''steht vor Dreck.'' Als hätte er die Nacht in einem Erdloch geschlafen.شلوارش از شدت کثیفی ایستاده بود. انگار شب را در یک گودال خاکی خوابیده بود.
از شدت کثیفی ایستادن (کنایه از بسیار کثیف بودن)