stehenliessen

Aussprache: /ˈʃteːənˌliːsn̩/
Wortzerlegung: ste·hen·lies·sen
Wort

رها کردند، باقی گذاشتند

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را بدون مداخله یا توجه رها کردن، به حال خود واگذاشتن، نادیده گرفتن عمدی (شکل گذشته ساده).

  • Der erfahrene Diplomat ließ die provokanten Äußerungen des Gegners demonstrativ stehen.دیپلمات باتجربه اظهارات تحریک‌آمیز طرف مقابل را به شکلی نمایشی نادیده گرفت و رها کرد.
  • Angesichts der aussichtslosen Lage entschied er sich, das Projekt aufzugeben und die unfertige Arbeit einfach stehenzulassen.با توجه به وضعیت ناامیدکننده، او تصمیم گرفت پروژه را رها کند و کار ناتمام را به سادگی به حال خود واگذارد.
2 Akkusativ (معمولاً با 'von' یا 'zu' در جمله)

از انجام کاری یا پذیرفتن مسئولیتی به دلیل عدم تمایل یا اعتقاد به بی‌فایده بودن آن، صرف نظر کردن (شکل گذشته ساده).

  • Trotz des immensen Drucks von allen Seiten ließ sie die Gelegenheit, sich zu verkaufen, stehen.علی‌رغم فشارهای عظیم از همه طرف، او فرصت خودفروشی را نادیده گرفت و صرف نظر کرد.
  • Er war derart von der Sinnlosigkeit des Unterfangens überzeugt, dass er die gesamte Planung stehenließ.او چنان از بی‌معنی بودن این اقدام متقاعد شده بود که تمام برنامه‌ریزی را رها کرد.