anstehen
در صف ایستادن، در پیش بودن، برازنده بودن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / nach + Dativ / für + Akkusativ
در صف منتظر نوبت ماندن
- Wir mussten lange an der Kasse anstehen.ما مجبور شدیم مدت زیادی در صف صندوق بایستیم.
- Viele Leute stehen vor dem Kino an, um Tickets zu kaufen.افراد زیادی جلوی سینما در صف ایستادهاند تا بلیط بخرند.
2
(ohne Objekt)
در پیش بودن، برنامه یا وظیفهای که باید به زودی انجام شود
- Nächste Woche stehen wichtige Prüfungen an.هفته آینده امتحانات مهمی در پیش است.
- Was steht heute auf dem Programm?امروز چه کارهایی در دستور کار است؟
3
es steht jemandem (Dativ) schlecht/gut an
شایسته و برازنده بودن (معمولاً منفی و با es)
- Es steht ihm nicht an, so über andere zu reden.برازنده او نیست که اینطور درباره دیگران صحبت کند.