anstehen

Aussprache: /ˈanˌʃteːən/
Wortzerlegung: an·ste·hen
فعل

در صف ایستادن، در پیش بودن، برازنده بودن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / nach + Dativ / für + Akkusativ

در صف منتظر نوبت ماندن

  • Wir mussten lange an der Kasse anstehen.ما مجبور شدیم مدت زیادی در صف صندوق بایستیم.
  • Viele Leute stehen vor dem Kino an, um Tickets zu kaufen.افراد زیادی جلوی سینما در صف ایستاده‌اند تا بلیط بخرند.
2 (ohne Objekt)

در پیش بودن، برنامه یا وظیفه‌ای که باید به زودی انجام شود

  • Nächste Woche stehen wichtige Prüfungen an.هفته آینده امتحانات مهمی در پیش است.
  • Was steht heute auf dem Programm?امروز چه کارهایی در دستور کار است؟
3 es steht jemandem (Dativ) schlecht/gut an

شایسته و برازنده بودن (معمولاً منفی و با es)

  • Es steht ihm nicht an, so über andere zu reden.برازنده او نیست که این‌طور درباره دیگران صحبت کند.