zueinanderstehen
پشت هم بودن، ارتباط داشتن با یکدیگر
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در کنار یکدیگر ماندن، وفادار بودن و حمایت کردن از یکدیگر در یک رابطه (دوستانه، خانوادگی، عاشقانه).
- Trotz aller Schwierigkeiten stehen die Geschwister fest zueinander.با وجود تمام مشکلات، خواهر و برادرها محکم پشت یکدیگر ایستادهاند.
- Sie stehen seit vielen Jahren gut zueinander.آنها سالهاست که رابطه خوبی با هم دارند.
2
wie ... zueinanderstehen
توصیف روابط، نگرشها و موقعیتهای متقابل اشخاص نسبت به یکدیگر.
- Es ist wichtig zu wissen, wie die Kollegen zueinanderstehen.دانستن اینکه همکاران چه دیدگاهی نسبت به یکدیگر دارند، مهم است.
- Nach dem Streit standen sie sich feindlich gegenüber.پس از دعوا، آنها با خصومت با یکدیگر روبرو شدند.