zueinanderstehen

Aussprache: /ˌtsuːʔaɪ̯ˈnandɐˌʃteːən/
Worttrennung: zu·ein·an·der·ste·hen
فعل

پشت هم بودن، ارتباط داشتن با یکدیگر

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در کنار یکدیگر ماندن، وفادار بودن و حمایت کردن از یکدیگر در یک رابطه (دوستانه، خانوادگی، عاشقانه).

  • Trotz aller Schwierigkeiten stehen die Geschwister fest zueinander.با وجود تمام مشکلات، خواهر و برادرها محکم پشت یکدیگر ایستاده‌اند.
  • Sie stehen seit vielen Jahren gut zueinander.آنها سال‌هاست که رابطه خوبی با هم دارند.
2 wie ... zueinanderstehen

توصیف روابط، نگرش‌ها و موقعیت‌های متقابل اشخاص نسبت به یکدیگر.

  • Es ist wichtig zu wissen, wie die Kollegen zueinanderstehen.دانستن اینکه همکاران چه دیدگاهی نسبت به یکدیگر دارند، مهم است.
  • Nach dem Streit standen sie sich feindlich gegenüber.پس از دعوا، آنها با خصومت با یکدیگر روبرو شدند.