emporsteigen

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌʃtaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: em·por·stei·gen
فعل

بالا رفتن، صعود کردن، اوج گرفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سمت بالا حرکت کردن، اوج گرفتن (معمولاً برای دود، بخار، یا به صورت استعاری برای موقعیت یا شهرت).

  • Dichter Rauch stieg empor.دود غلیظی به سمت بالا اوج گرفت.
  • Ihr Stern begann emporzusteigen.ستاره بخت او شروع به اوج گرفتن کرد.