absteigen
پایین آمدن، اقامت کردن، سقوط کردن
Bedeutungen
1
von / aus + Dativ
پیاده شدن، پایین آمدن از وسیله نقلیه یا بلندی
- Er steigt vom Fahrrad ab.او از دوچرخه پیاده میشود.
- Wir müssen hier absteigen.ما باید اینجا پیاده شویم.
2
in + Dativ
اقامت کردن در هتل یا اقامتگاه
- Wir sind in einem kleinen Hotel abgestiegen.ما در یک هتل کوچک اقامت کردیم.
- Wo steigt ihr ab?کجا اقامت میکنید؟
3
intransitiv
سقوط کردن یا تنزل یافتن در رتبه یا لیگ ورزشی
- Die Mannschaft ist in die zweite Liga abgestiegen.تیم به لیگ دسته دوم سقوط کرد.
- Seine Karriere ist abgestiegen.حرفه او تنزل یافت.