einsteigen
سوار شدن، وارد شدن به کار یا تجارت
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
سوار شدن به وسیله نقلیه
- Wir steigen in den Bus ein.ما سوار اتوبوس میشویم.
- Bitte steigen Sie schnell ein!لطفاً سریع سوار شوید!
2
in + Akkusativ
وارد شدن، شروع کردن به کاری یا تجارتی
- Er ist in das Familiengeschäft eingestiegen.او وارد کسب و کار خانوادگی شد.
- Sie will in die Politik einsteigen.او میخواهد وارد سیاست شود.