صفت
بسیار کهن، خیلی پیر، باستانی
جملات نمونه برای steinalt:
Dieses Buch ist schon ''steinalt.''
این کتاب از قبل بسیار کهنه است.
«Es war einmal ein ''steinaltes'' Mütterchen», so beginnt ein Märchen der Brüder Grimm.
«روزی روزگاری پیرزنی بسیار پیر بود»، اینگونه داستانی از برادران گریم آغاز میشود.
Das erzähle ich Agustín, und dieser Kretin muss daraufhin so sehr lachen, dass er einen Wind fahren lässt, der gleich übler stinkt als ein Topf mit ''steinaltem'' Schmalz.
این را برای آگوستین تعریف میکنم، و این احمق باید چنان به آن بخندد که بادی از خود خارج میکند که به همان اندازه بدبوتر از ظرفی با پیه بسیار کهنه است.