gleichstellen
برابر دانستن، همتراز کردن، مساوی قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas) + mit + Dativ (etwas)
برابر دانستن، ایجاد حقوق، فرصتها یا وضعیت همتراز بین افراد، گروهها، قوانین یا مفاهیم؛ همسطح کردن.
- Das Gesetz soll alle Bürger gleichstellen.قانون باید همه شهروندان را برابر بداند.
- Wir müssen sicherstellen, dass Frauen und Männer gleichgestellt werden.ما باید اطمینان حاصل کنیم که زنان و مردان برابر در نظر گرفته شوند.