nachstellen
دوباره تنظیم کردن (ساعت)، بازسازی کردن (صحنه)، تعقیب کردن (با نیت بد)
Bedeutungen
1
Akkusativ (die Uhr nachstellen)
تنظیم مجدد ساعت به عقب، به دلیل اینکه جلو رفته است.
- Vergiss nicht, die Uhr eine Stunde zurückzustellen.فراموش نکن ساعت را یک ساعت عقب بکشی.
- Wir müssen die Uhren wegen der Zeitumstellung nachstellen.ما باید ساعتها را به دلیل تغییر ساعت تنظیم کنیم.
2
Akkusativ (etwas nachstellen)
بازسازی یا بازآفرینی صحنه یک رویداد، جرم یا حادثه تاریخی برای تحقیق یا نمایش.
- Die Polizei stellte den Tathergang am Tatort nach.پلیس روند وقوع جرم را در صحنه جرم بازسازی کرد.
- Der Film stellt die historischen Ereignisse nach.این فیلم وقایع تاریخی را بازسازی میکند.
3
jemandem (Dativ) nachstellen
تعقیب کردن مداوم و آزاردهنده فردی (استاکر)، ایجاد مزاحمت و ترس برای او.
- Er stellte seiner Ex-Freundin seit Monaten nach.او ماهها بود که دوست دختر سابقش را تعقیب میکرد.
- Das Nachstellen von Personen ist strafbar.تعقیب و آزار افراد جرم است.