infrage stellen
زیر سوال بردن، مورد تردید قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اعتبار، صحت یا لزوم یک نظر، قانون یا اصل را زیر سوال بردن و دچار تردید ساختن
- Niemand stellt deine Fähigkeiten infrage.هیچکس تواناییهای تو را زیر سوال نمیبرد.
- Der wissenschaftliche Bericht stellt die bisherigen Theorien infrage.گزارش علمی نظریههای قبلی را مورد تردید قرار میدهد.