glattstellen
تسویه حساب کردن، بستن/تراز کردن موقعیت مالی
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas glattstellen)
بستن معامله، تراز کردن یا تسویه کامل موقعیتهای مالی در بورس، حسابداری یا تجارت.
- Wir müssen diese offenen Posten bis zum Monatsende glattstellen.ما باید این موارد باز را تا پایان ماه تسویه کنیم.
- Der Händler stellte seine Positionen glatt, bevor er in den Urlaub ging.معاملهگر قبل از رفتن به تعطیلات، موقعیتهای خود را تسویه کرد.