stelzen
با گامهای بلند و ناموزون راه رفتن، روی چوبپا راه رفتن
Beispiele
- Der Clown ''stelzte'' aus der Manege.دلقک با گامهای بلند و ناموزون از میدان سیرک خارج شد.
- Zwei Reiher ''stelzen'' durch das flache Wasser.دو حواصیل در آب کمعمق با گامهای بلند راه میروند.
Bedeutungen
1
(intransitive)
روی چوب پا راه رفتن
- Der Artist stelzte über die Bühne.هنرمند روی چوب پا از صحنه عبور کرد.
- Kinder lernen oft, auf Stelzen zu stelzen.بچهها اغلب یاد میگیرند روی چوب پا راه بروند.
2
(intransitive)
با تکبر راه رفتن، با خشکی و تصنع راه رفتن
- Er stelzte arrogant durch den Raum.او با تکبر در اتاق قدم میزد.
- Die Schauspielerin stelzte in ihrem Kostüm über den roten Teppich.بازیگر با لباسش با تکبر روی فرش قرمز راه میرفت.