فعل
مهر زدن، باطل کردن (با مهر)
معانی و تعاریف stempeln:
- با استفاده از مهر یا ابزار مشابه، علامتی را روی چیزی گذاشتن
- کسی را به عنوان چیزی خاص طبقهبندی یا برچسبگذاری کردن (اغلب منفی)
جملات نمونه برای stempeln:
„Die Bauern sind beinahe alle Analphabeten, das sind aber auch viele der großen Fürsten, die sich metallene Petschaften mit ihrer Unterschrift gravieren lassen, sodass sie Dokumente nicht unterzeichnen müssen, sondern nur zu ''stempeln'' brauchen und damit verhehlen könnnen, dass sie unfähig sind, ihren eigenen erlauchten Namen zu schreiben.“
«دهقانان تقریباً همگی بیسواد هستند، اما بسیاری از شاهزادگان بزرگ نیز همینطورند که مهر فلزی با امضای خود حک میکنند تا مجبور نباشند اسناد را امضا کنند، بلکه فقط باید «مهر بزنند» و بدین وسیله پنهان کنند که قادر به نوشتن نام پرآوازه خود نیستند.»
Der Beamte stempelte den Antrag ab.
کارمند درخواست را مهر زد.
Vergessen Sie nicht, Ihre Fahrkarte zu stempeln.
فراموش نکنید که بلیط خود را مهر بزنید.