abstempeln
مهر زدن، برچسب زدن (به کسی/چیزی)
Beispiele
- Wie ''stempelt'' der Zugschaffner eigentlich mein Handy-Ticket ''ab?مسئول قطار بلیط موبایلی من را چگونه مهر میزند؟
- Gleich am ersten Schultag ''wurde'' Klaus als Klassenclown ''abgestempelt.همان روز اول مدرسه، کلاوس به عنوان دلقک کلاس برچسب خورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مهر زدن، با مهر تأیید کردن یا مشخص کردن
- Die Briefe müssen noch abgestempelt werden.نامهها هنوز باید مهر بخورند.
- Er hat seine Arbeitszeit abgestempelt.او زمان کاری خود را مهر زد (ثبت کرد).
2
Akkusativ + als + Nominativ
برچسب زدن، انگ زدن به کسی یا چیزی (اغلب منفی)
- Man sollte niemanden vorschnell als Versager abstempeln.نباید کسی را عجولانه به عنوان یک شکستخورده برچسب زد.
- Sie wurde als Außenseiterin abgestempelt.او به عنوان یک غریبه (خارجی) انگ خورد.