فعل
لحافدوزی کردن، دوختن (با دوختهای ریز و نزدیک به هم)، چرخکاری کردن
معانی و تعاریف steppen:
- رقص استپ کردن (نوعی رقص که با ضربه زدن پا به زمین همراه است)
- دوختن (با چرخ خیاطی، معمولاً برای لحاف یا لبهها به صورت تزئینی یا محکمکاری)
جملات نمونه برای steppen:
Du kannst das mit der Hand nähen, ich kann das aber auch gerne mit der Nähmaschine ''steppen'', das geht schneller.
تو میتوانی این را با دست بدوزی، اما من هم میتوانم با کمال میل آن را با چرخ خیاطی «چرخکاری کنم»، این سریعتر است.
Sie kann sehr gut steppen und tanzt oft auf der Bühne.
او میتواند خیلی خوب استپ برقصد و اغلب روی صحنه میرقصد.
Die Kinder lernten in der Tanzschule steppen.
بچهها در آموزشگاه رقص، استپ رقصیدن را یاد گرفتند.