sternen

Aussprache: /ˈʃtɛɐ̯nən/
Wortzerlegung: ster·nen
فعل

ستاره باران شدن، درخشیدن مانند ستاره

Beispiele

  • Der Himmel ''sternt''.آسمان ستاره باران می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(ادبی) ستاره‌باران کردن، با ستاره‌ها تزئین کردن

  • Der Himmel war mit unzähligen Lichtern gesternt.آسمان با نورهای بی‌شماری ستاره‌باران شده بود.
  • Sie sternte das Kleid mit kleinen Pailletten.او لباس را با پولک‌های کوچک ستاره‌باران کرد.
2 intransitiv

(ادبی) درخشیدن مانند ستاره، چشمک زدن

  • Ihre Augen sternen vor Freude.چشمانش از شادی می‌درخشند (مانند ستاره).
  • Die Lichter der Stadt sternen in der Ferne.چراغ‌های شهر در دوردست می‌درخشند.