sternförmig

Aussprache: /ˈʃtɛʁnˌfœʁmɪç/
Worttrennung: stern·för·mig
صفت

ستاره‌ای شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به ستاره؛ با نقاط یا پرتوهای بیرون‌زده از مرکز.

  • Die Stadt war von oben betrachtet sternförmig angelegt.شهر از بالا به صورت ستاره‌ای شکل طراحی شده بود.
  • Er fand eine kleine, sternförmige Muschel am Strand.او یک صدف کوچک ستاره‌ای شکل در ساحل پیدا کرد.
  • Die Blütenblätter sind zart und sternförmig.گلبرگ‌ها لطیف و ستاره‌ای شکل هستند.