umsteuern
تغییر مسیر دادن، هدایت کردن به سمتی دیگر، اصلاح کردن مسیر
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
تغییر دادن مسیر حرکت (کشتی، هواپیما)؛ عوض کردن جهت.
- Der Kapitän musste das Schiff wegen des Sturms umsteuern.کاپیتان مجبور شد به دلیل طوفان، مسیر کشتی را تغییر دهد.
- Das Flugzeug steuerte nach dem Start um und flog in die entgegengesetzte Richtung.هواپیما پس از برخاستن، مسیرش را تغییر داد و در جهت مخالف پرواز کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
تغییر دادن سیاست، استراتژی یا رویکرد؛ بازنگری کردن (مجازی).
- Die Regierung musste ihre Wirtschaftspolitik umsteuern.دولت مجبور شد سیاست اقتصادی خود را اصلاح کند.
- Nach der Krise wurde beschlossen, die Unternehmensstrategie umzusteuern.پس از بحران، تصمیم گرفته شد که استراتژی شرکت تغییر یابد.