umsteuern

Aussprache: /ˈʊmˌʃtɔɪ̯ɐn/
Worttrennung: um·steu·ern
فعل

تغییر مسیر دادن، هدایت کردن به سمتی دیگر، اصلاح کردن مسیر

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

تغییر دادن مسیر حرکت (کشتی، هواپیما)؛ عوض کردن جهت.

  • Der Kapitän musste das Schiff wegen des Sturms umsteuern.کاپیتان مجبور شد به دلیل طوفان، مسیر کشتی را تغییر دهد.
  • Das Flugzeug steuerte nach dem Start um und flog in die entgegengesetzte Richtung.هواپیما پس از برخاستن، مسیرش را تغییر داد و در جهت مخالف پرواز کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

تغییر دادن سیاست، استراتژی یا رویکرد؛ بازنگری کردن (مجازی).

  • Die Regierung musste ihre Wirtschaftspolitik umsteuern.دولت مجبور شد سیاست اقتصادی خود را اصلاح کند.
  • Nach der Krise wurde beschlossen, die Unternehmensstrategie umzusteuern.پس از بحران، تصمیم گرفته شد که استراتژی شرکت تغییر یابد.