فعل
کش رفتن، دزدیدن (چیزی را ماهرانه یا بیسروصدا برداشتن)
معانی و تعاریف stibitzen:
- (محاوره) چیزی کوچک و بیاهمیت را پنهانی دزدیدن، کش رفتن.
جملات نمونه برای stibitzen:
Die Elster ''stibitzte'' sich ein Stück Brot vom Tisch, während keiner hinsah.
زاغی یک تکه نان را از روی میز کش رفت، در حالی که کسی نگاه نمیکرد.
Der Junge hat ein paar Süßigkeiten aus dem Laden stibitzt.
پسرک چند شیرینی از مغازه کش رفت.
Kannst du mir mal einen Keks stibitzen, wenn niemand hinsieht?
میتوانی یک کلوچه برایم کش بروی، وقتی کسی نگاه نمیکند؟