überstechen

Aussprache: /ˌyːbɐˈʃtɛçn̩/
Worttrennung: über·ste·chen
فعل

کارت برنده زدن در ورق، سوراخ کردن پزشکی

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überstechen)

در بازی ورق، با کارتی با ارزش‌تر یا از خال برنده، کارت حریف را زدن و برنده شدن.

  • Er stach meine Dame mit seinem Ass aus.او بی‌بی مرا با آس خود زد.
  • Mit dieser Trumpfkarte konnte er alle Stiche überstechen.با این کارت حکم توانست تمام دست‌ها را ببرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas überstechen)

با ابزار نوک‌تیز چیزی را سوراخ کردن، به خصوص در زمینه پزشکی برای نمونه‌گیری یا تزریق.

  • Der Arzt musste die Haut überstechen, um das Blut zu entnehmen.پزشک مجبور شد پوست را سوراخ کند تا خون را بگیرد.
  • Die Nadel übersticht die Membran vorsichtig.سوزن با احتیاط غشا را سوراخ می‌کند.