stichfest
سفت (در مورد مواد غذایی)، ضد ضربه (در مورد لباس)
Beispiele
- Die Masse so lange im Wasserbad erhitzen, bis sie ''stichfest'' ist.مخلوط را تا زمانی که سفت شود در حمام آب گرم حرارت دهید.
- Ein Imker braucht ''stichfeste'' Handschuhe.زنبوردار به دستکشهای ضد نیش نیاز دارد.
- Dieses Automobil wurde mit ''stichfesten'' Reifen ausgestattet.این خودرو به لاستیکهای ضد پنچری مجهز شده است.