stichhältig

Aussprache: /ˈʃtɪçˌhɛltɪç/
Worttrennung: stich·häl·tig
صفت

قابل دفاع، مستحکم، منطقی، غیرقابل رد

Bedeutungen

1

به چیزی اطلاق می‌شود که قوی، مستحکم و قابل دفاع باشد و بتوان در برابر انتقادات یا رد شدن از آن مقاومت کند؛ معمولاً در مورد استدلال‌ها، شواهد یا نظریه‌ها به کار می‌رود.

  • Seine Argumentation war sehr stichhältig und überzeugend.استدلال او بسیار مستحکم و قانع‌کننده بود.
  • Wir brauchen stichhältige Beweise, um den Fall zu gewinnen.ما برای بردن پرونده به شواهد قابل دفاع نیاز داریم.
  • Die Theorie des Wissenschaftlers ist stichhältig und wird von vielen Kollegen unterstützt.نظریه این دانشمند مستحکم است و توسط بسیاری از همکارانش حمایت می‌شود.