فعل
گلدوزی کردن، سوزندوزی کردن
معانی و تعاریف sticken:
- با نخ و سوزن طرحی را روی پارچه یا مواد دیگر دوختن و گلدوزی کردن
- (مجازی) چیزی را با دقت و ظرافت زیاد ساختن یا طراحی کردن (کمتر رایج)
جملات نمونه برای sticken:
Meine Großmutter ''stickt'' gerne.
مادربزرگم گلدوزی کردن را دوست دارد.
Auf das Kissen ''war'' der Spruch „Nur ein Viertelstündchen…“ ''gestickt.''
روی بالش جمله «فقط یک ربع ساعت...» گلدوزی شده بود.
Geflüchtete Frauen aus Bosnien ''stickten'' auf Taschentücher die Lebensdaten ihrer verstorbenen Angehörigen. Die Stoffe wurden zu einer Rolle des Gedenkens zusammengenäht und sind jetzt im Berliner Museum Europäischer Kulturen zu sehen.
زنان پناهنده بوسنیایی اطلاعات زندگی بستگان متوفی خود را روی دستمالها گلدوزی کردند. این پارچهها به هم دوخته شده و به صورت یک طومار یادبود درآمدهاند و اکنون در موزه فرهنگهای اروپایی برلین به نمایش گذاشته شدهاند.