صفت
خفهکننده، دمکرده، گرفته (در مورد هوا)
جملات نمونه برای stickig:
Die ''stickige'' Luft nahm ihm den Atem.
هوای خفهکننده نفسش را بند آورد.
Bitte öffne doch die Fenster, es ist so ''stickig'' hier.
لطفاً پنجرهها را باز کن، اینجا خیلی دمکرده است.
In der Dachkammer war es ''stickig'' heiß.
در اتاق زیر شیروانی، هوا به شدت خفهکننده و گرم بود.