stickig
خفهکننده، دمکرده، گرفته (در مورد هوا)
Beispiele
- Die ''stickige'' Luft nahm ihm den Atem.هوای خفهکننده نفسش را بند آورد.
- Bitte öffne doch die Fenster, es ist so ''stickig'' hier.لطفاً پنجرهها را باز کن، اینجا خیلی دمکرده است.
- In der Dachkammer war es ''stickig'' heiß.در اتاق زیر شیروانی، هوا به شدت خفهکننده و گرم بود.
- Sie schließen sich nächtelang in ihre ''stickigen'' Studierstuben ein.آنها شبها خود را در اتاقهای مطالعه دمکردهشان حبس میکنند.