stoßen

Aussprache: /ˈʃtoːsn̩/
Worttrennung: sto·ßen
فعل

هل دادن، ضربه زدن، برخورد کردن، تنه زدن، مواجه شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas stoßen)

هل دادن یا فشار دادن چیزی یا کسی با قدرت

  • Er stieß die Tür mit dem Fuß auf.او با پا به در هل داد و آن را باز کرد.
  • Sie stieß den Tisch zur Seite.او میز را به کنار هل داد.
2 an + Akkusativ / gegen + Akkusativ

برخورد کردن یا تنه زدن ناگهانی به چیزی یا کسی

  • Beim Rennen stieß er gegen einen Baum.هنگام دویدن، او به درختی برخورد کرد.
  • Das Auto stieß gegen die Leitplanke.ماشین به گاردریل برخورد کرد.
3 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas stoßen)

مواجه شدن با، برخورد کردن با (مشکل، مقاومت، مخالفت)

  • Die Idee stieß auf großes Interesse.این ایده با علاقه زیادی مواجه شد.
  • Seine Pläne stießen auf Widerstand.نقشه‌های او با مقاومت روبرو شد.
4 sich + an + Akkusativ

خود را به جایی زدن یا آسیب رساندن (با برخورد)

  • Er hat sich an der Ecke des Tisches gestoßen.او به گوشه میز برخورد کرد و آسیب دید.
  • Pass auf, dass du dich nicht an dem Nagel stößt.مراقب باش که به میخ برخورد نکنی و آسیب نبینی.