stoßen
هل دادن، ضربه زدن، برخورد کردن، تنه زدن، مواجه شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas stoßen)
هل دادن یا فشار دادن چیزی یا کسی با قدرت
- Er stieß die Tür mit dem Fuß auf.او با پا به در هل داد و آن را باز کرد.
- Sie stieß den Tisch zur Seite.او میز را به کنار هل داد.
2
an + Akkusativ / gegen + Akkusativ
برخورد کردن یا تنه زدن ناگهانی به چیزی یا کسی
- Beim Rennen stieß er gegen einen Baum.هنگام دویدن، او به درختی برخورد کرد.
- Das Auto stieß gegen die Leitplanke.ماشین به گاردریل برخورد کرد.
3
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas stoßen)
مواجه شدن با، برخورد کردن با (مشکل، مقاومت، مخالفت)
- Die Idee stieß auf großes Interesse.این ایده با علاقه زیادی مواجه شد.
- Seine Pläne stießen auf Widerstand.نقشههای او با مقاومت روبرو شد.
4
sich + an + Akkusativ
خود را به جایی زدن یا آسیب رساندن (با برخورد)
- Er hat sich an der Ecke des Tisches gestoßen.او به گوشه میز برخورد کرد و آسیب دید.
- Pass auf, dass du dich nicht an dem Nagel stößt.مراقب باش که به میخ برخورد نکنی و آسیب نبینی.