stiefeln
با گامهای بلند و محکم راه رفتن، چکمه پوشیدن
Beispiele
- Cord ''ist'' den ganzen Weg vom Bahnhof bis hierher durch den tiefen Schnee ''gestiefelt.کورد تمام راه را از ایستگاه قطار تا اینجا در برف عمیق با گامهای بلند طی کرد.
- Ich habe die beiden vorhin in Richtung Strand ''stiefeln'' sehen.من آن دو را کمی پیش دیدم که به سمت ساحل میرفتند.
- Was ''stiefelst'' du denn hier im Dunklen herum?تو اینجا در تاریکی چرا با گامهای بلند راه میروی؟
- Die Nachbarn ''sind'' gestern durch den Wald ''gestiefelt'' und haben ein gestohlenes Kraftfahrzeug im Unterholz entdeckt.همسایهها دیروز در جنگل قدم میزدند و یک خودروی دزدیده شده را در زیر درختان کشف کردند.
Bedeutungen
1
(intransitiv, oft mit 'sein')
با گامهای بلند و محکم راه رفتن، رژه رفتن، با چکمه راه رفتن (اغلب با حالتی مصمم یا پر سر و صدا)
- Er stiefelte entschlossen zur Tür hinaus, ohne ein Wort zu sagen.او با قاطعیت از در بیرون رفت، بدون اینکه کلمهای بگوید.
- Die Wanderer stiefelten stundenlang durch den tiefen Schnee.کوهنوردان ساعتها در برف عمیق قدم میزدند.
2
sich (selten/umgangssprachlich)
چکمههای خود را پوشیدن (معمولاً به صورت انعکاسی، غیررسمی یا قدیمی)
- Er stiefelte sich schnell, um rechtzeitig zur Arbeit zu kommen.او سریع چکمههایش را پوشید تا به موقع به سر کار برسد.
- Nach der Arbeit stiefelte er sich um, um in den Garten zu gehen.بعد از کار، او چکمههایش را عوض کرد تا به باغ برود.