stiefmütterlich

Aussprache: /ˈʃtiːfmʏtɐlɪç/
Worttrennung: stief·müt·te·r·lich
صفت

ناپدری‌وار، بی‌توجهانه، مورد بی‌مهری

Bedeutungen

1

با بی‌توجهی، بی‌مهری یا عدم مراقبت کافی رفتار کردن، شبیه به رفتار ناپدری با فرزندان ناتنی در گذشته.

  • Das Projekt wurde leider nur stiefmütterlich behandelt.متأسفانه به این پروژه فقط با بی‌توجهی رسیدگی شد.
  • Er fühlte sich von seinen Eltern stiefmütterlich behandelt.او احساس می‌کرد که والدینش با او بی‌مهری می‌کنند.
  • Die Vernachlässigung der alten Gebäude wirkt stiefmütterlich.بی‌توجهی به ساختمان‌های قدیمی، بی‌مهری را نشان می‌دهد.