absteigen

Aussprache: /ˈapˌʃtaɪ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: ab·stei·gen
فعل

پایین آمدن، سقوط کردن (مالی یا اجتماعی)، نزول کردن

Beispiele

  • Die Straße ''steigt'' in Serpentinen bis ins Tal ''ab.جاده به صورت مارپیچ تا دره پایین می‌رود.
  • Wir müssen jetzt wieder ''absteigen.ما حالا باید دوباره پایین برویم.
  • Wer seine Arbeit verliert, ''steigt ab.کسی که کارش را از دست بدهد، سقوط می‌کند (افت جایگاه دارد).
  • Ein Teil von uns ist finanziell nicht auf-, sondern ''abgestiegen.بخشی از ما از نظر مالی صعود نکرده، بلکه سقوط کرده‌ایم.

Bedeutungen

1 von + Dativ / aus + Dativ

پیاده شدن، پایین آمدن (از وسیله نقلیه، از بلندی)

  • Er steigt vom Fahrrad ab.او از دوچرخه پیاده می‌شود.
  • Wir müssen hier absteigen.ما باید اینجا پیاده شویم.
2 in + Dativ

اقامت کردن (در هتل)

  • Wir sind in einem kleinen Hotel abgestiegen.ما در یک هتل کوچک اقامت کردیم.
  • Wo steigt ihr ab?کجا اقامت می‌کنید؟
3 (بدون مفعول)

سقوط کردن، تنزل یافتن (در رتبه، لیگ ورزشی)

  • Die Mannschaft ist in die zweite Liga abgestiegen.تیم به لیگ دسته دوم سقوط کرد.
  • Seine Karriere ist abgestiegen.حرفه او تنزل یافت.