emporsteigen
بالا رفتن، صعود کردن، اوج گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت بالا حرکت کردن، اوج گرفتن (معمولاً برای دود، بخار، یا به صورت استعاری برای موقعیت یا شهرت).
- Dichter Rauch stieg empor.دود غلیظی به سمت بالا اوج گرفت.
- Ihr Stern begann emporzusteigen.ستاره بخت او شروع به اوج گرفتن کرد.