aufsteigen
صعود کردن، بالا رفتن، ارتقا یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت بالا حرکت کردن، صعود کردن فیزیکی (مانند کوه، پله).
- Die Bergsteiger sind erfolgreich auf den Gipfel aufgestiegen.کوهنوردان با موفقیت به قله صعود کردند.
- Er stieg die steile Treppe schnell auf.او به سرعت از پلههای شیبدار بالا رفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در شغل، رتبه، مقام یا لیگ ورزشی ارتقا یافتن، پیشرفت کردن.
- Nach vielen Jahren harter Arbeit ist sie endlich zur Abteilungsleiterin aufgestiegen.پس از سالها تلاش سخت، او بالاخره به سمت مدیر بخش ارتقا یافت.
- Der Verein ist letztes Jahr in die erste Liga aufgestiegen.این باشگاه سال گذشته به لیگ برتر صعود کرد.