umsteigen

Aussprache: /ˈʊmˌʃtaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: um·stei·gen
فعل

عوض کردن وسیله نقلیه، روی آوردن به

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ (neues Transportmittel)

عوض کردن وسیله نقلیه، پیاده شدن و سوار وسیله دیگری شدن (در مسیر سفر)

  • Wir müssen am Hauptbahnhof in den Zug nach Berlin umsteigen.ما باید در ایستگاه مرکزی به قطار برلین عوض کنیم.
  • Ich steige in Frankfurt vom Flugzeug auf den ICE um.من در فرانکفورت از هواپیما به قطار سریع‌السیر تغییر مسیر می‌دهم.
2 auf + Akkusativ (neue Sache)

تغییر دادن به چیز دیگر، روی آوردن به (محصول، روش، انرژی، یا سبک زندگی دیگر)

  • Immer mehr Menschen steigen auf Elektroautos um.افراد بیشتری به خودروهای برقی روی می‌آورند.
  • Die Firma will auf erneuerbare Energien umsteigen.شرکت می‌خواهد به انرژی‌های تجدیدپذیر روی بیاورد.