umsteigen
عوض کردن وسیله نقلیه، روی آوردن به
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (neues Transportmittel)
عوض کردن وسیله نقلیه، پیاده شدن و سوار وسیله دیگری شدن (در مسیر سفر)
- Wir müssen am Hauptbahnhof in den Zug nach Berlin umsteigen.ما باید در ایستگاه مرکزی به قطار برلین عوض کنیم.
- Ich steige in Frankfurt vom Flugzeug auf den ICE um.من در فرانکفورت از هواپیما به قطار سریعالسیر تغییر مسیر میدهم.
2
auf + Akkusativ (neue Sache)
تغییر دادن به چیز دیگر، روی آوردن به (محصول، روش، انرژی، یا سبک زندگی دیگر)
- Immer mehr Menschen steigen auf Elektroautos um.افراد بیشتری به خودروهای برقی روی میآورند.
- Die Firma will auf erneuerbare Energien umsteigen.شرکت میخواهد به انرژیهای تجدیدپذیر روی بیاورد.