herabsteigen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈapʃtaɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: her·ab·stei·gen
فعل

فرود آمدن، پایین آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

از مکانی بالاتر به مکانی پایین‌تر حرکت کردن، فرود آمدن (مانند از پله‌ها، کوه، آسمان).

  • Der Wanderer stieg vom Berg herab.کوهنورد از کوه پایین آمد.
  • Ein Engel stieg aus dem Himmel herab.فرشته‌ای از آسمان فرود آمد.